محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3662

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به عراق فرستاده شد در كار او دخالت نداشت تا در اين سال كه عبد الملك او را برداشت و حكومت وى را به حجاج پيوست . گويد : پس مهلب سوى خراسان رفت و عبيد الله بن ابى بكره به سيستان و عبد الله بن ابى بكره باقى سال را آنجا سر كرد . اما مفضل بن محمد گويد : خراسان و سيستان در آغاز سال هفتاد و هشتم به قلمرو حجاج ، عراق ، پيوست و او عبيد الله بن ابى بكره را به خراسان گماشت و مهلب بن ابى صفره را به سيستان . اما مهلب سيستان را خوش نداشت و عبد الرحمن - ابن عبيد عبشمى را كه سالار نگهبانى حجاج بود بديد و گفت : « امير ولايت سيستان را به من داده و ولايت خراسان را به ابى بكره داده اما من خراسان را بهتر از او مىشناسم كه در ايام حكم بن عمرو غفارى آنجا را شناخته‌ام ابو بكره به كار سيستان تواناتر است با امير سخن كن كه مرا به خراسان فرستد و ابو بكره را به سيستان . » گفت : « خوب ، با زاذان فروخ نيز سخن كن كه مرا كمك كند . » گويد : مهلب با زاذان فروخ سخن كرد كه گفت : « خوب » گويد : عبد الرحمن به حجاج گفت : « مهلب را ولايت سيستان داده اى اما ابو بكره به كار آن تواناتر است . » زاذان فروخ گفت : « راست مىگويد » حجاج گفت : « فرمان او را نوشته‌ايم » زاذان فروخ گفت : « تغيير فرمان وى آسان است » گويد : « پس حجاج ابى بكره را به سيستان فرستاد و مهلب را به خراسان . » گويد : يك هزار هزار بابت خراج اهواز از مهلب مطالبه شد كه خالد بن عبد الله وى را به آنجا گماشته بود . مهلب به پسر خويش مغيره گفت : « خالد مرا ولايت اهواز داد و ترا ولايت استخر . حجاج يك هزار هزار از من مطالبه مىكند يك نيمه به عهدهء من و يك نيمه به عهدهء تو » و چنان بود كه مالى به نزد مهلب نمىماند ،